حسین توکلی قهرمان المپیک سیدنی:رضازاده مواظب حرف زدنش باشد! -
05-25-10, 01:58
اتفاقات اخیر سال گذشته در فدراسیون وزنه برداری ایران و بدنبال آن محرومیت های ملی پوشان و قهرمانان به دلیل استفاده از مواد نیروزا ، یکی از سیاه ترین کارنامه های ورزش ایران را رقم زد.
کارنامه ای که با افشاگری قربانیان روزبروز سیاه تر هم میشود. این بار این حسین توکلی بود که مهر سکوت را شکست و همچون دیگر ملی پوشان لب به سخن گشود.حسین توكلی، قهرمان بازیهای المپیك سیدنی و مربی تیمهای ملینوجوانان و جوانان در سالهای اخیر كه چندان علاقهای به انتقاد از دوستان خودندارد، با شنیدن اظهارات حسین رضازاده، در گفتگو با ایسنا به دفاع از شخصیت حرفهای و قهرمانی خودبرآمد.چرا كه رضازاده علت كنار گذاشتن توكلی از كادر فنی تیمهای ملی را "بازیكردن او با بازیهای كامپیوتری در اردوی تیمهای ملی" عنوان كرده بود،نكتهای كه خون توكلی را به جوش آورد.پرشزیبای حسین توكلی بر سكوی نخست بازیهای المپیك سیدنی در سال 2000، صحنهای است كههمه علاقهمندان ورزش به خوبی آن را در یاد دارند؛ اما پس از آن توكلی هیچگاه شانساین را پیدا نكرد تا بار دیگر بتواند این پرش به یاد ماندنی را تكرار كند. او چهارسال پس از آن پرش تلاش كرد، ولی نتیجه كار مصدومیتهای پیاپی بود كه در نهایت او رابه اجبار از دنیای قهرمانی كنار گذاشت.توكلی پس از دوران قهرمانی، مانند بیشترهمردههای طلاییاش پا به عرصه مربیگری نهاد. او از ردههای پایین شروع كرد و درهمین ردهها توانست نتایج خوبی كسب كند. توكلی با تیم نوجوانان و جوانان ایرانقهرمان آسیا شد و تیم جوانان كشورمان با هدایت او بود كه توانست در مكان سوم دنیاقرار گیرد.توكلی كه پس از آمدن رضازاده به فدراسیونوزنهبرداری شانس نخست سرمربیگری تیمهای ملی وزنهبرداری بود، به یك باره از همهتیمها كنار گذاشته شد، آن هم به دلایلی بسیار ضعیف. حسین رضازاده، سرپرست فدراسیونوزنهبرداری درباره علت كنار گذاردن توكلی از تیم ملی، "بازی كردن او با بازیهایكامپیوتری در اردوی تیمهای ملی" را عنوان كرده بود. علتی كه توكلی را بر آن داشتتا با حضور در ایسنا برخی دیدگاههای خود در مورد وزنهبرداری و رضازاده را بیانكند. در ادامه متن كامل سخنان توكلی با تقطیع موضوعی در ادامه خواهد آمد.حسین زیر سایه حسیــــــنبه طور حتم پس از بازیهای سیدنی در حق من تبعیضشد. آن تبعیضی كه بعد از بازیهای المپیك سیدنی برایم به وجود آمد، خوب نبود. من همطلای المپیك را گرفته بودم و با توجه به آن داستانهایی كه در المپیك سیدنی داشتیمو كسب مدال اول در بازیها مشكل شده بود، من نخستین مدال را كه آن هم طلا بودگرفتم. نمیخواهم بگویم كه مدال من ارزشمندتر از بقیه بود، ولی نمیدانم چرا با مناین طور رفتار شد. این مساله تاثیر زیادی بر روند ورزش قهرمانی من داشت. یك مقدارتمركز كاریام كمتر شد. جوانی كه هیچ موقع مشكل حاشیهای نداشت، همیشه سر موقع درتمرین بود و برنامهها را دقیق انجام میداد، انگیزه و تمركزش كمتر شد. از آن پسنیز مسائل حاشیهای دیگری به صورت پیاپی برای من به وجود میآمد. مشكل نه از مربیبود نه از وضعیت اردو و نه از رضازاده؛ اما آن تبعیضها كه یا از سیستم ورزش و یااز هر جای دیگر بود، تاثیر زیادی بر من داشت. فكر میكردم مدال من كه طلسم شكنكاروان ایران در بازیهای المپیك سیدنی بود، آنقدر ارزش داشته باشد كه توجه بیشتریبه من شود؛ اما با این حال هیچ موقع اعتراض نكردم. همان تاثیرات بود كه نتوانم دررقابتهای سال بعد در آنتالیا خوب شركت كنم و با وضعیت بدی در رقابتها شركت كردم وپس از آن هیچ موقع دیگر نتوانستم خود را جمعوجور كنم. من توقع بهتر و بیشتری ازخودم داشتم و میتوانستم نتایج بیشتری را كسب كنم. پس از سیدنی توقع رسیدگی مالینداشتم؛ اما بزرگترین دغدغه من در مورد اهدای نشان شجاعت بود. آن موقع به هر سهمدالآور دیگر بازیهای المپیك سیدنی (كه دو مدال طلا و یك مدال برنز بود)، نشانشجاعت دادند؛ اما نفهمیدم كه چرا این نشان تنها به من تعلق نگرفت تا روحیه مضاعفیبگیرم.آیا عیار مدال آنها بالا بود و عیار مدال منپایینتر؟ آیا نشان شجاعت در بین این چهار نفر فقط حق من نبود؟ این نخستین حق منبود كه به من نرسید. فكر میكنم مدیرانی كه آن زمان در فدراسیون بودند، به هیچعنوان مساله من را پیگیری نكردند. من دنبال هیچ مساله حاشیهای نبودم و برای موفقیتكشورم همه تلاشم را كرده بودم. آیا من باید حرفهای خیلی جالبتر میزدم تا موردتوجه مدیران قرار بگیرم؟ وقتی من مدال گرفتم، آن هم طلایی كه نشان داد من از همهبالاتر بودم، آخرش چه شد؟ بیشتر مانورها بر روی رضازاده شد. جوایز برای او بود و اوهمه جا دعوت میشد؛ اما باز هم برای من مهم نبود. حال آن دوران گذشته و اكنونمیخواهم در مورد حال سخن بگوییم.حسین، مربی خوب و موفقمربیگری از ابتدا برای من جالب بود. حتی زمانی همكه ورزش میكردم، در استانها این كار را انجام میدادم. پس از ورزش هم پیشنهادهایمربیگری به من شد، حتی از داخل و یا خارج از ایران؛ اما من با تیم ملی جوانان ونوجوانان شروع كردم و فكر میكنم در آن دوران موفقیتهایی را كسب كردم. اینها همبرگرفته از همان تجربیاتی بود كه در دوران قهرمانی كسب كرده بودم. با توجه به اینكهخودم در سطح بالا ورزش كرده بودم، به خوبی شرایط ورزشكاران را درك میكردم. به ویژهاز لحاظ روانشناسی و از لحاظ روحی ـ روانی. ابتدا بر روی روحیات شاگردانم كارمیكردم. من درك میكردم كه ورزشكاری كه در این سن و سال از خانوادهاش فاصله گرفتهو در آن محیط حاضر شده، باید شرایط را برایش فراهم میكردیم تا با محیط جدید سازگارشود و بتواند استعدادهایش را بروز دهد. در چند ماه اول این مسائل با ورزشكاران كارمیكردم تا به او اعتماد به نفس بدهم كه بتواند در وزنهبرداری خوب نتیجه بگیرد. این رویه خیلی برای من نتیجه بخش بود. چرا كه ما ایرانیها عاطفی هستیم و كار كردنروی مسائل عاطفی نتیجهبخش است. من شاگردانی از خانوادههای طبقه پایین داشتم وباید روی مسائل روحی ـ روانی آنها كار میكردم. این یكی از عاملهای اصلی موفقیت مندر تیمهای ملی نوجوانان و جوانان بود. ما در رقابتهای نوجوانان و جوانان آسیا اولشدیم. در نوجوانان جهان اول شدیم و در جوانان جهان هم سوم.همه چیز به نام حسیــــــنمن احساس میكنم همان روندی كه در المپیك (سیدنی) وجود داشت، حتی در دوران مربیگری من هم ادامه پیدا كرد. رضازاده قهرمان بزرگی بود. آدم بزرگی هم بود. چیزی كه من استنباط میكنم این است كه او حداقل آدم بزرگی بود. این اتفاقی كه در رسانهها میافتاد و همه موفقیتهای تیمهای پایه به نام رضازادهدرج میشد، به نوعی ضعف رسانههای ماست كه به خوبی واقعیت یك ماجرا را بررسینمیكنند. اما حسین توكلی حداقل فعالیتهایی كه كرده مشخص است و ادعاهایی كه افرادمیكردند، به خودشان مربوط است.من یك بار به عنوان مربی در رقابتهای قهرمانیآسیا شركت كردم كه به جرات میتوانم بگویم عملا به عنوان سرمربی كار میكردم. امااز افشارزاده تشكر میكنم كه در همین دوران كه من فاصله زیادی از ورزش گرفته بودم،دوباره به وزنهبرداری دعوتم كرد. امثال من هم باز بودند كسانی كه از قهرمانانوزنهبرداری و از آن تیم طلایی بودند كه همگی به تیم ملی دعوت شدند. ما در اردن باقدرت اول شدیم. آن تیم به ركوردهای خیلی خوبی رسیده بود. هم در جوانان و هم درنوجوانان با قدرت قهرمان شده بود. پس از آن من سرمربی تیم جوانان شدم و زالای وقاسمی هم كنار من بودند. تیم در كلمبیا در رقابتهای جوانان جهان در حالی كه دو نفراوتی داشت، با 6 نفر عنوان سوم را كسب كرد و در چهار وزن مدال گرفتیم و همهوزنهبرداران ما در گروه a وزنهزدند. من آنجا شاهكار نكردم اما به هر حال همه تیمخوب كار كردیم. اینها افتخارات من بود و خیلی از كارهای دیگر هم انجام دادم كه حتیدر شرح وظایفم نبود، اما بنا به علاقهای كه داشتم این كارها را كردم. هیچ موقع همدر پی نمایش دادن افتخاراتم نبودم. كارهایم را به نمایش نمیگذاشتم. شاید یكی ازمشكلات من این بود. همین هم بود كه همه چیز به نام رضازاده رقم میخورد.كاسه صبر لبریز حسینمن همیشه آدم صبوری بودهام و در مورد مشكلاتی كهبه وجود میآمد، چیزی نمیگفتم؛ اما امروز پس از اتفاقاتی كه در فدراسیون افتاده وصحبتهایی كه علیه من كردهاند، كاسه صبر من را هم لبریز كردهاند و آمدهام كه ازحیثیت خودم دفاع كنم. من همیشه به دوستان خودم این فرصت رادادهام كه در مسیر درستباقی بمانند؛ اما انگار در مورد برخیها اشتباه میكردم و آنها با من خوب برخوردنمیكنند. من در كنار رضازاده بودم و علاقهای به رسانهای شدن خیلی از مسائلنداشتم، چرا كه آن موقع خودم را هم عضو خانواده میدانستم؛ اما امروز كه مسائلخصوصی ما در رسانهها مطرح می شود، میفهمم كه این آخر داستان است.من قبول دارم كه در تیم ملیای كه من هم به عنوانیك مربی آن بودم از سوی كادر فنی كارهای اشتباههایی رخ میداده؛ اما میدانم كهباصحبتهای من و حتی با افشاگریها هم اتفاق خاصی رخ نمیدهد. علاقهمند هم نیستمكه اكنون چیزی از آن مسائل را مطرح كنم.چرخش 180 درجهای حسیـــــــنمن احساس میكنم همین كه در شرایط كنونی یك عاملموفقیت را از تیم ملی كنار میگذاریم، یك كار اشتباه است و این نشانگر این است كهما رویههای غلط را میخواهیم ادامه دهیم. خیلیهایی كه امروز به این میز وصندلیها چسبیدهاند و این كارها را انجام میدهند، خودشان وقتی ورزشكار بودند اینرویه را قبول نداشتند؛ اما امروز یك چرخش 180 درجه داشتهاند. یك سری دوست قدیمی كهمیتوانستند در وزنهبرداری نتایج خوبی كسب كنند، همه پراكنده شدهاند. اگر قراربود هر كدام از تیم ایوانف، امروز یك گوشهای از كار را بگیرند، مشكلات زیادی حلمیشد. ما باید مشكلات خودمان رادر خودمان حل میكردیم، نه اینكه افشاگری میكردیم. اما فكر میكنم فدراسیون اكنون جنبه این كار را ندارد. حتی امروز من را كه اهلشكایت نبودم، صدایم را درآوردند، چه برسد به بقیه. من به دنبال پایداری و موفقیتاین خانواده بودهام؛ اما آنها رفتار خوبی با من نداشتند. امروز هم من ادعای زیادینداشتم، اما موقعی كه كسی كه علمش كمتر و ضعیفتر از من است، در راس تیم ملی قرارمیگیرد، برایم تاسفآور است. یا میبینم كه درباره من در روزنامهها حرفهای كوچكیرا مطرح میكنند. با این حال من دوست داشتم به تیم ملی كمك كنم؛ اما وقتی رضازادهعنوان میكند كه توكلی در اردو بازیهای كامپیوتری انجام میداد، برایم خیلیكودكانه است. این برای من بد است كه او درمورد من این گونه صحبت كند. من فكر میكنماین صحبت را رضازاده از آن جهت میكند كه هیچ دلیل محكمی برای كنار گذاشتن من ازكادر فنی تیم ملی نداشت. اگر دلیل محكمتری داشت آنها را مطرح میكرد، نه اینكه بهاین مسائل كوچك دست بیندازد. اگر ما بخواهیم مسائل خصوصی كه در اردو اتفاق افتادهرا مطرح كنیم، با توجه به اینكه سالیان سال با هم بودیم و از جزئیات یكدیگرباخبریم، فكر نمیكنم كه كار درستی باشد خیلی از مسایل بازگو شود و به نفع كسینیست. من از رضازاده میخواستم كه به دنبال این داستانهای كوچك نباشد. من میدانمكه در اردو در این سالها اتفاقهایی میافتاد كه گفتن آنها شرمآور است؛ اما نیازیبه مطرح كردن آنها نیست. حتی اگر من بازی كامپیوتری هم كرده باشم، مگر خلافكردهام. حالا چه فرقی میكند كه من با شاگردانم پینگ پنگ بازی كنم یا پلی استیشن؟این چه نقطه منفی برای من است؟ آقای رضازاده میگوید كه شب و دیروقت این حالت رادیده؛ اما میخواهم بگویم كه آقای رضازاده كجا من را دیروقت دیده كه این كار راانجام دادهام؟ آقای رضازاده كه همیشه ساعت 8 از اردو میرفت. كجا نیمه شب به اردوبازمیگشت كه این صحنه را ببیند؟ چرا دروغ میگوید؟ من تا آخر شب كنار شاگردانممیماندم تا حتی برای آنها لالایی بگویم تا بخوابند. خیلیها مشكل داشتند و باصحبتهای من به خواب میرفتند. رضازاده كجا اینها را میدید؟ آیا این صحبتی كهرضازاده در مورد من كرده انصاف است؟ من از آن روز به بعد كه رضازاده این جمله راگفته همیشه به خودم میگویم خدا را شكر كه رضازاده برای گذشتن از تو به چه دلیلپوچی توسل كرده است. او اگر بهانهی بزرگتری داشت، چه كار میكرد؟تایید وجود دوپینگ از سوی حسینبحث دوپینگ، بحث پیچیدهای است كه بخشی از آن علمیو بخشی فنی است كه تنها من میتوانم در مورد بخشی از آن اظهار نظر كنم. در دنیا همهچسبیدهاند به وزنهبرداری كه اینها دوپینگ میكنند. چون در میان رشتههای قدرتی،تنها ما هستیم كه حرفهای كار میكنیم و حرفهای آزمایش میدهیم. خیلیها میگویندكه همه داروهایی كه اكنون دوپینگ است از وزنهبرداریخارج میشود؛ اما اكنون درخیلی از رشتههای ورزشی همچون دوچرخهسواری ، دوومیدانی و یا رشتههای دیگر دوپینگمیكنند. وزنهبرداری چون بیشتر از همه جلوی چشم بوده، این وضعیت را دارد. شمامطمئن باشید اگر دوپینگ وجود نداشت این همه تشكیلات برای مبارزه با دوپینگ به وجودنمیآمد. پس دوپینگ وجود دارد. من اعتقاد دارم دارو بخش كوچكی از ورزش حرفهای است.حسیــــــن و ادامه چرخه غلطامیدوارم اتفاقهایی كه در وزنهبرداری ما افتاد وتعداد زیادی دوپینگی شدند، مغرضانه نباشد. صحبتهایی كه پس از آن مطرح شد، چندانجالب نبود. اینكه همه بار گناه خود را دوش دیگری میانداختند. من احساس میكنمدستهایی هم در دوپینگها وجود دارد. چرا قزاقستان كه برای المپیك یا پس از آن بهخاطر دوپینگ محروم میشود، به زودی بخشیده میشوند و در رقابتهای جهانی هم مدالطلا میگیرد؟ ولی ما یك وزنهبردار كه شانس یك مدال را دارد، هزار مشكل برایش بهوجود میآوریم. من هم در مورد علیحسینی با توجه به اینكه خیلی نزدیك به ماجرابودم، به یك نتیجه قطعی نرسیدم كه مشكل كجاست و چرا موضوع علیحسینی حل نمیشود وآیا او دوپینگ كرده یا نه؟ اما نكته جالبتر برای من آن است كه خیلیها هم جراتبیان كردن واقعیت را ندارند. آن واقعیتهایی كه در اردو بوده. برخی بار گناه خود راقبول نمیكنند. موقعی كه یك دروغ گفته میشود، متاسفانه بعد از آن هم باید دروغبگوییم و این دروغها همچنان در وزنهبرداری وجود دارد. احتمال دارد كه این دروغهادر روزهای آینده گریبانگیر وزنهبرداران دیگر شود. من حتی احساس میكنم دیگروزنهبرداری با شرایطی كه در آن به وجود آمده، از بین خواهد رفت. فدراسیون بارویهای كه در پیش گرفته شانسی برای موفقیت ندارد. چرا كه كسی نمانده باعث موفقیتتیم ملی شود. مسوولان باید بدانند كه همه وزنهبرداری ما رضازاده نیست و یك تیم خوبدر سالهای گذشته بوده كه به غیر از رضازاده توانستهاند افتخارهایی را برایرضازاده كسب كنند. رضازاده اعتبار وزنهبرداری ما بوده؛ اما نباید ما به راحتی همهقهرمانهای دیگر را فراموش كنیم.به طور حتم اكنون نیز كسانی هستند كه بتوانندموفقیتهای رضازاده را تكرار كنند. من و رضازاده كه از آسمان نیامدهایم. ما همزمینی بودیم و به این نتایج رسیدیم. كسانی دیگر هم میتوانند حتی به نتایج بهتربرسند. اگر قرار است همه كارها را رضازاده انجام دهد و همه جا بنویسند رضازاده، پسبقیه چه كار كردهاند؟. خب بقیه را بریزند بیرون دیگر . همین كاری كه میبینید الانكردهاند.با روشی كه ما پیش میرویم، باز هم باید در انتظاراتفاقهای بد در وزنهبرداری بود. این داستانهایی كه این روزها به وجود آمده وكنار گذاشتن نیروهای اصیل وزنهبرداری، چنین نتیجهای هم در بر خواهد داشت. به جایاینكه شعار بدهیم كه من دست همه را میفشارم، باید در عمل این كار را بكنیم، نهاینكه فقط شعار بدهیم.تسلیت حسین به علیحسینیمن پیش از رقابتهای باشگاههای آسیا كه علیحسینیدر آن ركورد زد، به او گفته بودم كه در این مسابقهها شركت نكن و یا اگر شركتمیكنی، دنبال ركورد زنی نباش. رفت و آن مسائل پیش آمد و ركوردهای دنیا را هم زد. وقتی برگشت همه به او تبریك میگفتند؛ اما من به او تسلیت گفتم. گفتم كه همینركوردشكنیها باعث میشود برایت مشكلات زیادی به وجود بیاید. من به او گفتم كهركوردشكنی در باشگاههای آسیا جز اینكه روی تو حساس شوند، هیچ نتیجهی دیگری ندارد. هیچ دلیلی نداشت كه او چنین ركوردشكنیها یی در باشگاههای آسیا داشته باشد.چرخه غلط در وزنهبرداری ما ادامه دارد. ما كارهایایوانف را اكنون داریم به صورت وارونه انجام میدهیم. من نیامدم بگویم كه دروزنهبرداری چرخه غلط ادامه دارد. من فقط با این مصاحبه میخواستم ذهنها را بیداركنم كه وقتی در مورد من صحبت میكنند، حواسشان جمع باشد و مواظب حرفزدنشانباشند. وقتی كسی كاری به آنها ندارد، پا روی دم من نگذارند. من در دوران مربیگرینتایج خوبی كسب كردم و لزومی ندارد كه با این گونه مصاحبههای كوچك، شخصیت من رازیر سوال ببرند و با اذهان عمومی بازی كنند و این حرفهای بچگانه را بزنند.حسیــــــن، گزینهای نامناسب برای وزنهبرداریعملكرد رضازاده این را نشان میدهد. اگر شخصیبرخورد نكنم و نگویم كه به خاطر من و رفتاری كه با من داشته، به طور كلی میتوانمبگویم تمام دوستانی كه میتوانستند به او كمك كنند، از كنارش دور شدهاند. مانندبرخواه، باقری، فلاحتی نژاد و من. همه اینها میتوانستند كمك شایانی به تیمهایملی كنند و بتوانند یك قسمتی از كار را برای فدراسیون و كمك به رضازاده بگیرند. اماطوری با اینها رفتار كرده كه دیگر نمیشود جبران كرد. من كه تاكنون در هیچمصاحبهای از رضازاده انتقاد نكرده بودم، طوری با من برخورد كرده كه اینجا آمدم ولب به سخن میگشایم. اوایل فكر میكردم كه رضازاده گزینه مناسبی برای فدراسیونخواهد بود؛ اما وقتی رفتار او را در این مدت دیدم، تصمیمم را عوض كردم. او شعارهایشرا عوض كرده و حتی اخلاق و روحیاتش نیز عوض شده است.حسین دیگر باز نمیگرددمن سعی میكنم جایگاهم را حفظ كنم و دیگر بهوزنهبرداری باز نگردم. سعی میكنم خاطرات خوبی را كه در ورزش داشته و مردم از مندارند حفظ كنم
کاربر ali و کاربر حسین موسوی هر دو از میان ما رفتند اما این کجا و آن کجا! اولی با بدرقه ای از دعای خیر من و اعضا و دومی ...
پایگاه تخصصی پرورش اندام و ورزش های قدرتی صرفاً یک سایت ورزشی بوده و با رعایت کامل قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می شود. متن کامل قوانین جرائم رایانه ای
احترام به مالکیت معنوی و قانون کپی رایت در این سایت شدیداً الزامی است و کاربران در ارسال هایی که در تالار دارند باید به این مسئله توجه داشته باشند!