1-«علي كريمي اخراج شد»؛ اين تازهترين
خبر فوتبال پر ماجراي ماست كه عصر ديروز محافل
فوتبالي و حتي اجتماعي كشورمان را تحت تاثير قرار داد. ستاره خوش تكنيك
فوتبال ايران كه به تازگي از تيم ملي كنار گذاشته شده بود، حالا از
باشگاه استيلآذين نيز اخراج ميشود تا خيليها نفسي به راحتي بكشند؛ خيليها كه تحمل يك زبان تند و تيز خارج از فرمان را ندارند و خيليها كه زندگي با آدمهاي بالاتر از «متوسط» اذيتشان ميكند، آزارشان ميدهد! علي كريمي هم رفت تا استانداردهاي حقير اين
فوتبال كوچك كماكان پا بر جا باقي بماند. اخراج آقاي شماره هشت، فرمان «خوش باش» است به آدمهاي حساس كه ديري است به «اعتراض» آلرژي دارند.
2-
باشگاه استيلآذين ديروز در شرايطي از «روزهخواري» كريمي به عنوان يكي از مهمترين دلايل اخراج او ياد كرد كه نميتوان تقارن اين موضوع با انتقاد جادوگر از مديران اين
باشگاه را به همين راحتيها ناديده گرفت و محتويات بيانيه حماسي آقايان را به آساني پذيرفت.بهرغ اين اما، حتي اگر بپذيريم غضب گرفتن امروز به ستاره برتر
فوتبال ايران ربطي به اعتراض وي به مسايل جاري استيلآذين نداشته، باز هم سخن در باب اتهام روزهخواري كريمي فراوان است. آيا هيچكدام از صادركنندگان حكم اخراج علي كريمي، ميتوانند با صداقت و به صراحت شهادت بدهند بقيه بازيكنان استيلآذين روزه بودهاند؟ آيا در بوق و كرنا كردن روزهخواري احتمالي يك
فوتباليست به اين شكل سخيف، مصداق بارز بازي با
آبروي يك انسان نيست؟ آيا رسانهاي كردن ماجراي تخلفي كه دور از چشمها و پشت درهاي بسته رخ داده،
شكل شنيعتر همان «تظاهر»ي نيست كه دوستان به جرم آن با اعتبار كريمي بازي ميكنند؟ از مديران
باشگاه ريشهدار و پر هوادار (!) استيلآذين ميپرسيم اين رويه را از كدام مكتب آموختهاند و پاي درس كدام استاد دريافتهاند ميشود به راحتي هر چه تمامتر حيثيت يك آدم را که ازقضا افتخار وقهرمان * ملت است،چنين بيمحابا چوب زد؟ اين وسط اما، سوال بسيار مهمتر ديگري هم وجود دارد. در شرايطي كه تخلف كريمي مربوط به تمرينات قبل از بازي با استقلال ميشده، چطور آقايان دست اندركار در استيلآذين كه از بيانيهشان دغدغه ارزش ها روشن است ،اين تخطي را تا پايان بازي حساسشان در ورزشگاه آزادي «زير سبيلي» رد كردهاند و بلافاصله بعد از متوقف كردن استقلال با كمك كريمي، ناگهان ديگ ارزشخواهيشا * به غليان در آمده تا جلسه بگذارند و شماره هشتشان را اخراج كنند؟ آيا حراست از ارزشها خوب است، اما بعد از مساوي كردن با استقلال؟!
3-ناگفته پيداست كه اگر«پروندهس ازي»
صورت گرفته براي ستاره بزرگ ورزش ايران - كه لابد منصبنشينان اخلاقمدار
فوتبال كشورمان خوب ميدانند يد طولايي هم در كارهاي خيرخواهانه پنهاني دارد- صرفا نوعي پوشش براي راندن اوست؛ او ابايي از به زبان آوردن دغدغههايش ندارد. شاد از قبل هم مشخص بود سردمداران جديد استيلآذين انتقادات كريمي را تاب نميآورند. پيشبينيها اوليه درست از
آب درآمد تا آخرين ستاره اين
فوتبال از
باشگاهش اخراج شود. به اين ترتيب ديگر كسي نيست كه سوهان روح آقايان شود و يادشان بياورد شأن آدمها اين نيست كه با كيك و سانديس اجير سكوهاي استاديوم شوند و از يك مشت بوقچي ليچارد بشنوند. امروز علي كريمي رانده شده و حالا همه چيز روبراه است، در اوج اعتدال و زيبايي!
4) برخوردهاي حذفي پيدرپي با ستاره ناآرامي مثل علي كريمي - كه ظرف دو سال اخير سابقه اخراج شدن از پرسپوليس، تيم ملي و استيلآذين را دارد- به وضوح نشان ميدهد جادوگر وصله تن اين
فوتبال نيست. مديران ما امروز به جاي **** استارهاي مغرور و سربلند، سرباز صفرهايي مطيع و بيزبان لازم دارند كه به راحتي بتوانند
فرمانروايي آنهارا تحمل كنند. در روزگاري كه ستارهها به ابتذال متوسط بودن كشيده شدهاند،
فوتباليست خوب كسي است كه گاو را ببيند و نديده بگيرد، بازيهاي پياپي يك تيم ملي با انواع و اقسام تيمهاي
باشگاهي بيهويت را تماشا كند و دم برنياورد، سوءمديريت را تا درونيترين لايههاي كار حس كند و «چه چه» بزند...
اين روزها ستاره خوب، ستاره خاموش است، ستاره مرده است!
نويسنده : رسول بهروش