۴۵۰ کیلو اسکوات

این داستان مردی است که نوع انسان به او افتخار کرده و از او به خاطر تمام مشقاتی که برای بازگشت به یک زندگی نرمال کشیده است ممنون میباشد.
▪ چگونه دیکول تصمیم گرفت که یک چنین وزنهای را جابهجا کند؟
ـ هیچ معجزهای در کار نیست. هر کسی میتواند اینکار را انجام دهد. اما به شرط اینکه حداقل دارای قدرت ذهن بسیار بالا و شخصیت استوار و یک هدف که با تمام وجود بخواهد به آن برسد باشد. پس از این است که میبایست سعی و تلاش سخت را ریشه کرده و با هوشیاری و بهتدریج به آن دست یابد. تلاش برای دستیابی سریع مثل کاری که اکثر ورزشکارها انجام میدهند کاملاً اشتباه است.
سیستمها و روشهای
تمرینی زیادی وجود دارند. در واقع قابلیت شیوه
تمرینات را با اصول علمی و دانش کامل انجام داد و از اجراء
تمرین بدون آگاهی و با چشم بسته جدا پرهیز کرد. پس از کسب اطلاعات و داشتن کافی
برنامه تمرینی را میبایست برای هر شخص بسته به قدرت عضلانی، وضعیت مفاصل و لگامنتها و ه
مچنین خلق و خوی او به
صورت اختصاصی طراحی شود. و به همین خاطر هم هست که میبایست
تمرینات را با نهایت دقت و با جدیت تمام اجراء کرد. چون در غیر این
صورت ورزشکار به هر دلیلی از ورزش جدا خواهد شد.
اغلب از من (دی
کول) پرسیده میشود که چرا
سیستم تمرینیام را از دیگران مخفی میکنم. در
صورتیکه در واقع اینطور نیست و اصل موضوع خیلی ساده است چون من به هیچ عنوان
برنامه تمیرنیام را به کسی
توصیه نمیکنم. اگر بخواهم صاقدانه بگویم
سیستم تمرینی من صحیح نیست حتماً حالا پیش خود میگوئید با این همه موفقیت چطور یک چنین چیزی ممکن است بله درست است که من به نتیجه رسیدهام ولی این نتیجه حاصل ۳۰ سال تلاش و
تمرین من بوده است من خودم را آماده کردهام بهگونهای که
سیستم بدنیام حالا توانائی تحمل یکچنین فشاری را دارد.
برنامه تمرینی من به
صورت معمول حدود ۵/۳ (سه ساعت و نیم) به طول میانجامد. زمان خیلی زیادی است و بهنظر بسیار طولانی و سنگین میآید.
در طول یک جلسه
تمرین تمامی حرکات را اجراء میکنم و هر وزنهای که دم دست است را جابهجا میکنم و در آخر جلسه
تمرین به شرایطی میرسم که بهسختی میتوانم
باشگاه را ترک کنم. این اشتباه خواهد بود اگر من بخواهم این
برنامه تمرینی را به کس دیگری
توصیه کنم چون بدین ترتیب یا موجب آسیبدیدگی شدید او خواهم شد و یا در نهایت مسبب مردن او خواهم شد. به همین خاطر است که به بدنی و توانائی او
برنامه تمرینی مختص او را برایش طراحی کند.
من در هفته ۵ جلسه
تمرین میکنم که دو جلسه آن
تمرین برای عضلات کوچک بدن میباشد. پایه اصلی
برنامه تمرینیام را حرکات اصلی تشکیل میدهند و سپس بهعنوان
مکمل حرکات مربوط به عضلات کوچکتر آن گروه عضلانی را اجراء میکنم. بدین شکل نه تنها در گروههای عضلانی بزرگ رشد و پیشرفت مینمایم بلکه عضلات کوچکتر و ثانویه نیز رشد و توسعه مییابند. در این
تمرین سعی نکنید تمرکز را برای عضلات کوچک معطوف سازید چون این عضلات بزرگ هستند که در حال لیفت کردن وزنه هستند.
جائیکه عضلات کوچک میبایست بیشترین مشارکت را داشته باشند. یکی از اسرار
تمرینی من محسوب میشود. خیلی از افرادی که با وزنه کار میکنند این روش
تمرینی را دوست ندارند و میگویند، این کار تأثیری ندارد. ولی این نوع برداشت اشتباه است. این قبیل حرکات به
صورت یک پشتوانه قدرت برای من به حساب میآیند. بله درست است. این حرکات بهدلیل قرار داشتن عضلات همراهیکننده در شرایط ضعیف برای انجام دادن سخت میباشند. به همین جهت
مطمئناً فرد قادر نخواهد بود از همان ابتدا با وزنهای سنگین
تمرینات خود را شروع کند. متأسفانه این خواسته اکثریت افراد است که خیلی زود میخواهند با وزنه سنگین
تمرین کنند. از
تمرین کردن با وزنه سبک ترس و واهمهای نداشته باشید. بهدلیل انجام همین حرکات در عین حال که بلوک اصلی
تمرینات را حفظ کردهاید به قدرت اندوختهای دست خواهید یافت که لازمه رشد عضلات میباشد.
تغذیه نقش بسیار مهمی دارد. من میگویم که برای افزایش حجم لزومی ندارد که وزنههای خیلی بزرگ را جابهکرد اما افراد زیادی هستند که این موضوع را باور ندارند.
▪ آقای دیکول! در خصوص مصرف دارو در ورزش نظرتان چیست؟
ـ در واقع اگر منظور مخاطب قرار دادن این قبیل
داروها است مثل
ویتامینها، محرکها،
کراتین و
مکملهای
پروتئینی و ... نظر من مثبت است. چون که این قبیل مواد را نمیتوان بهعنوان
دارو تلقی کرد. این نوع ماد برای ریکاوری و دوبارهسزی
سیستم بدن پس از
تمرین ضروری میباشند. من به شخصه هر روز در حال
تمرین هستم. یعنی هر روز در سیرک اجراء یک نمایش بر عهده من است و این بهمنزله
تمرینی روزانه وزنه رکورد میباشد. پس در این
صورت من میبایست، حدود ۳۰ سال باشد که در حال مصرف
دارو باشم و بدین ترتیب این قبیل مواد میبایست بر روی کبد،
کلیه و دیگر اعضاء بدن من تأثیر سوء گذاشته باشند.
ورزشکاران از آمینواسیدها،
پروتئینها و
ویتامینها استفاده میکنند * این یک امر طبیعی قلمداد میشود. در بعضی مقاطع هم زیر نظر متخصص ورزشی برای شرکت در مسابقه تمهیداتی را انجام میدهند که آنها را برای مسابقه دادن آمادهتر میسازد. پرواضح است که با تداوم ورزش تمام این مواد پس از مدتی از
سیستم بدن خارج میشوند و بدین ترتیب کل
سیستم بدن خارج میشوند و بدین ترتیب کل
سیستم دوباره تمیز و سالم میشود. اما برخی از افراد همیشه وقتی از آنها سؤال میشود اینطور عنوان میکنند که آیا دیوانهاید؟
من هرگز از چیزی استفاده نکردهام. ما بهخوبی میدانیم اما از همه چیز مهمتر استفاده صحیح و هوشیارانه
داروها میباشد. در هیچ شرایطی فرد نمیبایست بیش از حد مجاز از این قبیل مواد استفاده کنند. خیلی از ورزشکاران این ذهنتیت و عقیده را دارند و اینطور نشیدهاند که فلانی تعداد مشخصی قرص و آمپول را مصرف کرده است. بنابراین پیش خود فکر میکنند که پس من میبایست دو برابر این
داروها را استفاده کنم و بدین شکل دو برابر قویتر و حجیمتر خواهم شد. این اشتباه مطلق میباشد، به عقیده من در خصوص مصرف
دارو حتماً میبایست یک متخصص دکتر
داروشناس اعمال نظر کند و تنها تحتنظر پزشک متخصص ورزشی این کار
صورت بگیرد. اما آن چیزی که امروزه در مسابقات مطرح است نتست دوپینگ میباشد. که باز جدای از قانونی و یا غیرقانونی بودن آن نیاز به مصرف هوشیارانه را طلب میکند. بنابراین تنها نیباسیت با دید کوتاهمدت و مقطعی به این قبیل مواد فکر کرد بلکه میبایست به تأثیرات ثانوی و مدت باقی ماندن آنها در
سیستم بدن توجه کافی کرد.
▪ از آمادهسازی خود برای ثبت رکورد در گینس (Guinness Record) بگوئید؟
ـ من همیشه دوست دارم برای خودم نقشه و هدف تعیین کنم و سپس به آن دست یابم این نتایج هم مثل بقیه موارد دیگر بود.
▪ در خصوص عدهای که شما را باور ندارند چطور فکر میکنید
ـ وقتی شخصی این مسئله را بازگو میکند دو معنا میتواند داشته باشد: یا از روی حسادت یا از روی عصبانیت است. اگر شخص نمیخواهد باور کند نیازی به ثابت کردن آن نیست. افرادی هستند که میگویند حرکت ددلیفتی که من انجام دادم بر روی سکوی مخصوص
پاورلیفتینگ نبوده و بلکه من حرکت ددلیفتم را از یک تخته به ضخامت سه سانتیمتر اجراء کردهام. من در جواب این قبیل افراد میگویم: شما چه قدر وزنه میزنید ۲۲۰ کیلو. خوب اگر یک تخته ۵ سانتی زیر وزنه بگذاریم چه قدر ددلیفت مینی آیا بیشتر از ۲۵۰ کیلو خواهد بود اما معمولاً به
صورت جوک میگویم که آیا میدانی که حرکات دی
کول مردود (disqualified) شده است.
فکر میکنم وقتی که بهوسیله دستگاه ایکس ری (*-Ray) بخواهند قدرت مرا اندازهگیری کنند. یک جک بسیار قوی پیدا خواهند کرد. به هر حال به همین زودیها قصد دارم در مقابل چشم همگان وزنههای رکوردم را بلند کنم و به تمامی آنهائی که علاقهمند دیدن این نتیجه هستند این موضوع را ثابت کنم.
▪ قرار است چه وزنهای را بلند کنید؟
ـ من معمولاً دوست ندارم قبل از اینکه کاری را انجام دهم آن را پیشبینی کنم اما تنها میتوانم این را بگویم که پشتوانه قدرتی بسیار زیادی دارم. چون من یک
پهلوان سیرک هستم و میبایست همیشه قدرت اندوخته داشته باشم چون وقتی روی صحنه بخواهم تمام
انرژیام را مصرف کنم دیگر در اواخر
برنامهام این مسئله رخ بدهد کار من تمام شده قلمداد میشود. به همین خاطر من هیچوقت اجازه نمیدهم این اتفاق بیفتد.
▪ برای آینده چه اهدافی دارید؟
ـ قصد دارم دوباره به سیرک بازگردم و
برنامههای پیشینم را انجام دهم. فکر میکنم چند ماه طول بکشد پس از رکوردگیری نیاز به یک مدت زمان برای ریکاوری و دوبارهسازی دارم و پس از آن میبایست خودم را برای سیرک آماده کنم چون کاری که تا حالا انجام میدادم برای نمایشهای سیرک زیاد جالب نیست.
در سیرک من جدای از قدرت به سرعت هم نیاز دارم ولی در این دوران اجراء این حرکات باعث شده که من سرعت خودم را از دست بدهم.
▪ آیا کسی پیدا شده که بخواهی مهارتها و تجربیات را به او منتقل کنید؟
ـ نه من به دنبال چنین کسی نیستم. چون که او میبایست خودش پیدا شود. شاگردان زیادی داشتهام که میخو
استند یک
پهلوان و یا نمایشگر ممتاز سیرک شوند ولی اکثر آنها شخصیتشان را از دست میدهند. من دوست دارم تجربیاتم را نه یک مرد واقعی منتقل کنم. چون هرگز دوست ندارم بعدها ملالت شوم.
▪ برای ورزشکاران جوان چه پیامی دارید؟
ـ برای کسب موفقیت میبایست عشق به ورزش، حسادت در ورزش و عصبانیت ورزشی در شخص وجود داشته باشد. اما من میخواهم به آنهائی که تصور میکنند رکورد من قلابی و دروغی است بگویم که بروند و از آقای ویاچسلاو پیسکوتوف (Viacheslav piskunov) ریاست فدراسیون
پاورلیفتینگ مسکو این موضوع را بپرسند.
مرد قوی در کلینیک ستون فقرات به بیمارانش اراده میبخشد. بعضی اوقات تراژدیکترین حوادث زندگی میتواند منجر به بزرگترین لحظات موفقیت و پیروزی شود. در سال ۱۹۶۲ هنگامی که در حال اجراء یک
برنامه روتین سیرک بود کابل میانه کوتاه Trapeze پاره شد و او از ارتفاع ۱۲متری بر روی زمین افتاد و استخوانهایش از چندین نقطه شکست که یکی از آنها استخوان ستونفقراتش بود. تمامی دکترها به او گفتند که او هرگز نخواهد توانست دوباره بر روی پاهایش راه برود. در این زمان او تنها ۱۶ سال داشت.
دی
کول همواره در سر، آرزوی مبدل شدن به یک قهرمان سیرک را داشت و بر این موضوع کاملاً مصمم بود که دوباره بر روی پاهایش خواهد ایستاد و به هدفش خواهد رسید. بلافاصله پس از مرخص شدن از بیمارستان
تمرینات سخت و طاقتفرسای خودش را برای توانبخشی و بازگشتن به شرایط طبیعی انجام داد. اغلب
تمریناتش آنقدر سخت و نفسگیر بود که او در روی زمین
باشگاه غش کرده و از حال میرفت.

توسط دکتر والنتین دی
کول در سن ۵۱ سالگی
تدوین: قاسم شنوا
مصاحبهکننده آنتونینا کورسینوا
Antonina Kor
sunova
مجله دانش ورزش