همین که چشم لاکردار آدمی در این خراب شده می بینید و گوش لاکردار آدمی در این خراب شده می شنود برای اینکه آدمی همواره و از اعماق ته اش در عذاب الیمی هم شدت و هم اندازه با عذاب الیم موعود آخرت باشد کفایت می کند! سوار مترو شدیم که مثلا از این سر این شهر لجن زار و لجن بار به آن سرش برویم هر چند این شهر دیگر سال هاست چوب دو سر طلا!!! شده و سر و ته یکی شده است!
در بدو ورود، چهره بد منظر مهندسی چینی که شباهت اش به سوسک بسی بیشتر از شباهت اش به آدمی است در ذوق می زند که سرگرم برطرف کردن مشکلات سیستم های صد تا یه غازی است که در این خر اندر الاغی که امروزه در نظم نوین جهانی جاری است برادران چینی به ایران عرضه نموده اند و انداخته اند و این سیستم ها یک خط در میان ریپ می زنند و مهندسین و کاربلدهای ایرانی هم تا بوده زیرش زاییده اند!
انبوهی ایرانی میان سال و مسن و مهندس و تکنسین و الی آخر هم در ملازمت این چینی که سن اش به زحمت بالاتر از سن تکلیف است هماند پروانه به دور سرش چرخیده و هاج و واج چشم به دست این چینی دوخته اند تا ببینند چه می کند!
بیش از نود درصد از این مردم تعطیل تر و نفهم تر از آنی هستند که حقارت بار و زننده بودن و تحقیر آمیز بودن چنین صحنه هایی را در یابند که ساده ترین مشکلات ما باید به دست چینییان سوسک وش حل شود. چرا که ساده ترین مفاهیم را به زور قلم و چکش هم نمی توان در مغز نداشته و پوک اینها فرو کرد و اینها از هفت دولت و از سازمان ملل و شورای امنیت و الی آخر هم آزاد هستند و در این بین عده قلیلی هم هستند که می فهمند و درد می کشند پس در هر دو حالت نیازی به بسط دادن این موضوع نمی بینم.
گذشت و جمعیت همانند گوسپندان و گاوها و وحوشی که برای ورود به آغل، همدیگر را زیر دست و پا له می کنند از هم سبقت گرفته و در داخل واگن چپیدند و در به زور بسته شد!
هنوز قطار مختصر تکانی نخورده و به درستی به راه نیافتاده بود که یکی از میان جمعیت که همانند کرم در هم می لولیدند بانگ بر آورد که بر جمال محمد صلوات! ح جیمی محمد را به تلفظ غلیظ عربی بخوانید! عده ای از حضار که گویی نور ایمان و معنویت در دل تاریکی بر مشام جانشان تشعشع کرده بود به وجد آمده و هم صدا بانگ بر آورده و فریاد زده و صلواتی بلند ختم کردند و گروه دیگر هم که از این داستان آنهم در این مکان و در این شرایط شوکه شده و ناخرسند می نمودند نگاهی قهر آمیز ولی کوتاه به این بانی خیر انداخته و زیر لب نجواهایی گنگ و فحش گونه کردند و خاموش شدند.
«یکی هست بهش می گن عمرو عاص کوچه مروی! بس که این مادر .... سیاست داره! همیشه می گه خدا پدر و مادر کسی را بیامرزه که این کلمه شرمنده را اختراع کرد! آقا هر جا گیر افتادی راحت می گی شرمنده و خودت رو خلاص می کنی. بنزین داری! شرمنده، پول داری دو تومن به من قرض بدی؟ شرمنده! بگو نه و خودت رو خلاص کنی! ببین اگه زندگی ات از این رو به اون رو نشد هر چی خواستی به من بگو.»
پند و اندرزهای حکیمانه ای است که یکی از همین گوسپندانی که بغل دست من ایستاده است و چندی قبل نیمچه شرکتی در صلوات غراء یا قراء هم داشت به گوسپند دیگری که ظاهرا همسفر هم هستند ارزانی می کند و مخلص کلام اینکه: به تو چه که دیگران چه حالی دارند و چه روزی دارند و اگر مردی فقط گلیم خودت را از آب بکش بیرون و گور پدر بقیه!
البته سالهاست که مرام و مسلک و زندگی و مردگی این مردم به همین منوال شده اند. غربی های بی *** و لامذهب از آن سوی دریاها با انبوهی از تجهیزات و وسایل برای کمک کردن به کسانی که در زیر آوارهای زلزله بم گرفتار آمده اند می شتابند و همین ایرانی نفهم که امروزه درس ها و اصول مکتب عمرو عاص کوچه مروی را این چنین حفظ و از بهر هم هست یا شرمنده شد و زلزله و اینهمه کشته را به چیزش می گیرد و به زندگی نکبت بار عادیش ادامه می دهد و یا برای غارت اموال بی صاحب کسانی که در زیر آوار مرده و یا ناقص شده بودند شتافت!
خوش به حال کسانی که مردند و دیگر مجبور به زندگی در بین این وحوش و گوسپندان نشدند و خوش تر به حال کسانی که اصلا زاده نشده و این اشرف مخلوقات را ندیدند.
کاربر ali و کاربر حسین موسوی هر دو از میان ما رفتند اما این کجا و آن کجا! اولی با بدرقه ای از دعای خیر من و اعضا و دومی ...
پایگاه تخصصی پرورش اندام و ورزش های قدرتی صرفاً یک سایت ورزشی بوده و با رعایت کامل قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می شود. متن کامل قوانین جرائم رایانه ای
احترام به مالکیت معنوی و قانون کپی رایت در این سایت شدیداً الزامی است و کاربران در ارسال هایی که در تالار دارند باید به این مسئله توجه داشته باشند!